مجتبى ملكى اصفهانى

40

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

همان گونه كه گفته شد ، آخرين معنى لطف مورد بحث و اختلاف است . در شايسته و نيكو بودن لطف ترديدى نيست ، ولى در وجوب لطف به معنى اخير آن ، اختلاف است ، برخى معتقدند كه چنين لطفى بر خداوند - تبارك و تعالى - واجب است و برخى نيز وجوب آن را قبول ندارند . 4 - دليل قائلين به وجوب لطف بر خداوند - تبارك و تعالى . مهم‌ترين دليل ايشان اين است : آنچه در تحقّق رغبت به اطاعت و دورى از معصيت نسبت به اكثر مردم مؤثر است ، واجب است توسط خداوند - تبارك و تعالى - انجام شود ، و الّا تكليف لغو خواهد بود و لغو بودن تكليف ، بيهودگى خلقت را به دنبال خواهد داشت . مثلا ، اگر انسان كسى را دعوت كند و بداند كه موقعيت او چنان است كه اگر خود شخصا نرود ، دعوت او را نخواهد پذيرفت ؛ اكنون اگر با آگاهى از اين امر ، توسط پيغام او را دعوت كند ، دعوت او لغو و بيهوده خواهد بود . البتّه به شرط اينكه واقعا قصد دعوت كردن و آمدن آن شخص را داشته باشد . بنابراين ؛ حكمت خداوند اقتضا مىكند كه مبادى و مقدّمات لازم براى تحقّق غرض آفرينش ( لطف محصّل ) و غرض تكليف ( لطف مقرّب ) ، امورى را كه تحقّق اين دو غرض برآن متوقّف است فراهم نمايد . در قالب يك قضيّه‌ى منطقى مىتوان گفت : لطف ، باعث تحصيل غرض مولى است . هر چيزى كه باعث تحصيل غرض مولى باشد ، واجب است . پس لطف واجب است . 5 - دليل عدم وجوب لطف : قائلين به عدم وجوب لطف بر خداوند - تبارك و تعالى - مىگويند : اگر لطف